جایگاه هرم استاندارد کالیبراسیون در ایران و جهان

هرم استاندارد کالیبراسیون را توضیح داده و در سطح جهان و ایران برای هر کدام از لایه های هرم مشخصات مراکز  مسئول را نام برده و سایتهای آنان را معرفی  و از نظر اعتبار تاییده هایی که صادر می کنند و حوزه فعالیتشان توضیح دهید.

افزودن نظر
5 پاسخ(ها)

هرم قابلیت ردیابی کالیبراسیون – ورود SI به صنعتحال که استانداردهای مرجع SI را داریم، چگونه می توانیم آنها را به طور کارآمد و اقتصادی با جهان به اشتراک بگذاریم؟

به SI در بالای هرم کالیبراسیون فکر کنید که در آن BIPM به شما کمک می کند تا SI را برای استفاده در کشفیات علمی و نوآوری و همچنین تولید صنعتی و تجارت بین المللی، SI را به تمام سطوح استفاده در داخل کشور منتقل کنید.

کمی پایین تر از سطح SI ،BIPM مستقیماً با مؤسسات ملی اندازه گیری (NMI) کشورهای عضو یا کشورهای عضو برای تسهیل در ارتقاء SI در آن کشورها همکاری می کند.

NMI ایالات متحده موسسه ملی استاندارد و فناوری (NIST)، یک آژانس فدرال غیر تنظیم شده وزارت بازرگانی ایالات متحده است. Fluke Calibration با NMI در سراسر جهان کار می کند. در صفحه NMI BIPM می توانید لیستی از NMI ها و سایر سازمان های اندازه گیری را براساس کشور مشاهده کنید.

از آنجا که این امکان پذیر نیست، کارآمد و یا حتی ممکن باشد که همه افراد در یک کشور مستقیماً با NMI خود کار کنند، از استانداردهای calibration در سطح NMI برای کالیبراسیون استانداردهای کالیبراسیون اولیه استفاده می شود. از استانداردهای اولیه برای کالیبراسیون استانداردهای ثانویه استفاده می شود. استانداردهای ثانویه برای کالیبراسیون استانداردهای کاری استفاده می شود. و از استانداردهای کاری برای calibration ابزارهای پردازش استفاده می شود. در این روش، مراجعه به استانداردهای SI می تواند به صورت کارآمد و مقرون به صرفه از هرم کالیبراسیون از طریق NMI ، در صورت لزوم به صنعت منتقل شود.

گواهی های calibration

گواهینامه های کالیبراسیون متفاوت است زیرا همه آزمایشگاه های کالیبراسیون از همان استانداردهای صنعت پیروی نمی کنند و بسته به محل کالیبراسیون در هرم کالیبراسیون یا سلسله مراتب نیز متفاوت هستند. به عنوان مثال، گواهی کالیبراسیون مورد نیاز برای مقیاس فروشگاه های مواد غذایی ممکن است بسیار ساده باشد، در حالی که گواهی کالیبراسیون برای تعادل دقیق در یک آزمایشگاه کالیبراسیون ممکن است دارای محتوای فنی بسیار بیشتری باشد. گواهینامه های کالیبراسیون ناشی از یک فرایند کالیبراسیون معتبر، برخی از شرایط بسیار ویژه ای را دارند که می توانید در استاندارد بین المللی ISO / IEC 17025 مشاهده کنید.

عدم قطعیت کالیبراسیون

از تعریف کالیبراسیون که قبلاً مورد بحث قرار گرفت، احتمالاً متوجه شده اید که از “عدم اطمینان” (مقدار خطای احتمالی) به جای “دقت” برای توصیف قابلیت فرآیندهای کالیبراسیون و نتایج استفاده می شود. در صنعت آزمون و اندازه گیری، از دقت معمولاً برای توصیف قابلیت اندازه گیری یک ساز استفاده می شود. اغلب سازنده ابزار در نظر دارد مشخصات دقیق را برای نمایش خطای مورد انتظار که ممکن است هنگام استفاده از ساز باشد، نشان دهد. با این حال ، VIM دستورالعمل هایی را ارائه می دهد که “عدم اطمینان” اصطلاح ارجح مورد استفاده برای توصیف مشخصات اندازه گیری یک ابزار است. از آنجا که عدم اطمینان به عنوان یک مسئله طبیعی مورد بحث در مورد میزان خطا انتخاب شده و یک مفهوم مهم در بحث calibration است، بنابراین سزاوار توجه کمی است.

بیایید با یک تعریف اساسی شروع کنیم. عدم قطعیت طیف وسیعی از مقادیر را توصیف می کند که در آن می توان مقدار واقعی را یافت. به عنوان مثال، اگر یک ولت متر از عدم اطمینان اندازه گیری V 0.1 ولت داشته باشد، هنگام اندازه گیری یک ولتاژ که در صفحه نمایش به عنوان ۱۰٫۰ ولت ظاهر می شود، مقدار ولتاژ واقعی می تواند به اندازه ۹٫۹ ولت یا به اندازه ۱۰٫۱ ولت باشد. گفته می شود عدم اطمینان V دارای ۹۵٪ پوشش است، می توانیم ۹۵٪ اطمینان داشته باشیم كه ۱۰ ولت ± ۱/۰ ولت حاوی مقدار واقعی است. خوشبختانه، بیشتر نتایج به سمت وسط دامنه ممکن است، زیرا عدم قطعیت های تصادفی تمایل به دنبال توزیع گاوس یا منحنی زنگ معمولی دارند.

با توجه به این عدم اطمینان در ذهن، استاندارد کالیبراسیون باید از عدم اطمینان کافی برخوردار باشد که کاربر به نتیجه calibration اطمینان داشته باشد. استاندارد کالیبراسیون باید از عدم اطمینان (دقت بهتر) نسبت به کالیبراسیون دستگاه برخوردار باشد. به عنوان مثال، کالیبراسیون یک میکرومتر دقیق با استفاده از نوار اندازه گیری منطقی نیست.

یک استاندارد مهم بین المللی سنجش، GUM (راهنمای بیان اندازه گیری عدم قطعیت) با بیانیه زیر یک قدم با اهمیت عدم اطمینان پیش می رود.

“هنگام گزارش نتیجه ی اندازه گیری مقدار فیزیکی، واجب است که برخی از نشانه های کمی از کیفیت نتیجه داده شود تا کسانی که از آن استفاده می کنند، قابلیت اطمینان آن را ارزیابی کنند.”

در اصل، GUM اظهار می دارد که اندازه گیری بدون مقدار عدم قطعیت شناخته شده، از کیفیت و قابلیت اطمینان ناشناخته برخوردار خواهد بود.

عدم اطمینان می تواند از منابع مختلف وارد معادله کالیبراسیون شود. به عنوان مثال ، اجازه دهید به calibration یک کاوشگر دما نگاه کنیم. عدم قطعیت ها را می توان با دماسنج مرجع و سیستم کالیبراسیون معرفی کرد. اضافه کردن عدم قطعیت از مؤلفه ها به یکدیگر به عنوان یک ارزیابی عدم اطمینان گفته می شود. برخی از ارزیابی ها از تخمین عدم اطمینان استفاده می کنند که می تواند بسیاری از مدل های مختلف کاوشگرهای دما را مورد استفاده قرار دهد، تا زمانی که از یک مقدار بودجه ای تجاوز نکند و بنابراین “بودجه عدم اطمینان” خوانده می شوند.

در اینجا نمونه ای از چرایی عدم اطمینان calibration و عدم اطمینان اندازه گیری، بخش مهمی از زندگی روزمره ما است. یک پمپ بنزین معمولی در ایالات متحده می تواند بنزین را با عدم اطمینان حدود ۲ پیمانه قاشق چایخوری (۰٫۰۰۳ گالن) در هر گالن پمپ کند. هیچ کس ناراحت نخواهد بود اگر آنها یک قاشق چای خوری بنزین کوتاه باشند و پمپ بنزین ممکن است با دادن دو قاشق غذاخوری بنزین در هر گالن فروخته شده پول زیادی را از دست ندهد. با این حال ، اگر عدم قطعیت پمپ بنزین ۰٫۱ پوند گالن است ، می توانید تصور کنید که این سطح عدم اطمینان برای این اندازه گیری چقدر نامناسب خواهد بود. برای هر ۱۰ گالن که پمپ می کنید، می توانید از یک گالن بنزین کوتاه بیایید. این می تواند یک آزمایش جالب باشد که از یک مدیر پمپ بنزین بخواهید تخمین عدم اطمینان برای یکی از پمپ های بنزین آنها را بخواهد!

A TUR نسبت مشخصات دستگاه مورد آزمایش (DUT) به عدم قطعیت اندازه گیری است. این چیزی است که آزمایشگاه های کالیبراسیون مدرن برای اطمینان از خطر تولید نادرست از آن استفاده می کنند (در جایی که نتایج کالیبراسیون نشان می دهد که DUT در تحمل است، اما به دلیل عدم اطمینان اندازه گیری، در واقع از تحمل خارج است) یا رد کاذب (در جایی که کالیبراسیون نتایج نشان می دهد که DUT از تحمل خارج است، اما به دلیل عدم اطمینان از اندازه گیری، واقعاً در تحمل است).

وسیله ای که کالیبراسیون سایر تجهیزات را انجام می دهد بعضاً به عنوان کالیبراسیون گفته می شود. calibration با سایر انواع کالیبراسیون متفاوت است زیرا دارای یک استاندارد کالیبراسیون داخلی و همچنین ویژگی های مفیدی است که باعث می شود کالیبراسیون ابزارها راحت تر شوند.

 

پاسخ داده شده در ۱۳۹۹/۰۲/۲۵.
افزودن نظر

قابليت رديابي به استانداردهای ملی و بین المللی ( Traceability )

بين  كاربرد عملي يك وسيله اندازه گيري و تعريف فيزيكي يكاي اندازه گيري مورد استفاده در آن دستگاه، مراحل زيادي وجود دارد كه از نظر فني، جغرافيايي و زماني از هم جدا مي شوند.

ارتباط بين وسيله اندازه گيري و تعريف كميت و يكاي فيزيكي آن را بصورت يك هرم مي توان نمايش داد كه به آن هرم كاليبراسيون نيز مي گويند. در  استاندارد ملي ايران با شماره ۴۷۲۳ منتشره در سال ۱۳۷۷ با عنوان “واژه‏ها و اصطلاحات پايه و عمومي اندازه‏شناسي-چاپ اول” قابلیت رديابي بصورت زير تعريف شده است.

 “قابليت ارتباط دادن مقدار يک کميت استاندارد يا نتيجه اندازه گيري با مرجع هاي ملي يا بين المللي از طريق زنجيره پيوسته مقايسه ها که همگي عدم قطعيتي معين دارند .”

ياد آوري : زنجيره ناگسسته مقايسه هارا زنجيره رديابي مي گويند.

 تعریف فوق منطبق با استاندارد بین المللی VIM با عنوان

International Vocabulary of Basic and General Terms in Metrology

 میباشد که در ۱۹۹۳ میلادی توسط تعدادي از سازمانهاي معتبر در اندازه شناسي و استاندارد ها يعني  BIPM – IEC – IFCC – ISO – IUPAC – IUPAP – OIML منتشر گرديد.

استاندارد فوق در سال ۲۰۰۸ ميلادي بازنگري و باعنوان

International Vocabulary of Metrology-Basic and General concepts and associated terms- VIM

منتشر گردید و  در آن  “قابلیت ردیابی” بشرح زیر تعریف گردید:

قابلیت ردیابی اندازه شناختی:

ویژگی نتیجه اندازه گیری که بوسیله آن میتوان نتیجه را به یک مرجع ازطریق زنجیره ناگسسته و مستندی از کالیبراسیونها ، که هریک در عدم قطعیت اندازه گیری سهیم هستند ارتباط داد.

نکته ۱: برای این تعریف ، يك “مرجع” ميتواند تحقق عملي تعريف يك  يكاي(Unit)اندازه گيري باشد ، يا يك روش اجرائي اندازه گيري شامل يكاي اندازه گيري براي يك كميت غير ترتيبي (Non- Ordinal Quantity) يا استاندارد اندازه گيري باشد .

منظور از كميت ترتيبي ، كميتي است كه فقط ميتوان آنرا بصورت ترتيبي توصيف كرد مثل مقدار سختي راكولC ، عدد اوكتان بنزين ، شدت زلزله برحسب ريشتر . كميتهاي ترتيبي قابليت جمع شدن ، تفريق كردن يا ضرب و تقسيم بر هم را ندارند. هر كميتي هم كه ترتيبي نباشد حتما غير ترتيبي محسوب ميشود.

نكته ۲: قابليت رديابي اندازه شناختي به برقراري يك سلسله مراتب (هرم )كاليبراسيون نياز دارد.

نكته ۳ : مشخصات مرجع بايستي در برگيرنده  زمانيكه اين مرجع در برقراري  سلسله مراتب (هرم )كاليبراسيون استفاده شده است و همچنين هرگونه اطلاعات اندازه شناختي ديگري در مورد مرجع مثل تاريخ انجام اولين كاليبراسيون آن در  سلسله مراتب (هرم )كاليبراسيون باشد.

نكته ۴: براي اندازه گيريهايي كه در مدل اندازه گيري آنها بيش از يك كميت ورودي وجود دارد ، لازمست هريك از كميتهاي ورودي  قابليت رديابي اندازه شناختي داشته باشند و ممكن است سلسله مراتب (هرم) كاليبراسيون  بصورت ساختار شاخه اي يا شبكه اي باشد.دكوشش بعمل آمده در برقراري سلسله مراتب (هرم) كاليبراسيون بايستي متناسب با سهم نسبي آن در نتيجه اندازه گيري باشد.

نكته ۵ : قابليت رديابي مربوط به يك نتيجه اندازه گيري ، نميتواند اطمينان بدهد كه عدم قطعيت اندازه گيري آن (نتيجه اندازه گيري) براي يك منظور معين (كاربرد خاص) كفايت ميكند با هيچ اشتباهي رخ نداده است .

نكته ۶: يك مقايسه بين دو استاندارد اندازه گيري را ميتوان بعنوان كاليبراسيون در نظر گرفت ، بشرط اينكه مقايسه بعمل آمده براي  بررسي(Check) و در صورت نياز تصحيح مقدار كمي و عدم قطعيت اندازه گيري نسبت  داده شده به يكي از استانداردهاي مرجع استفاده شود.

نكته ۷: ILAC عناصر مورد نياز براي تأئيد قابليت رديابي را موارد زير ميداند(ILAC P-10:2002) :

  • يك زنجيره ناگسسته از رديابيهاي اندازه شناختي به يك استاندارد اندازه گيري بين المللي يا استاندارد اندازه گيري ملي
  • يك عدم قطعيت اندازه گيري مستند شده
  • يك روش اندازه گيري مستند شده
  • صلاحيت فني تأئيد شده مستند شده
  • قابليت رديابي به سيستم SI مستند شده و
  • فواصل كاليبراسيون مستند شده

نكته ۸ : واژه خلاصه شده “رديابي” همچنانكه  به معني “قابليت رديابي اندازه شناختي” بكار ميرود براي بيان  مفاهيم ديگري كه سوابق ردگيري(Trace) بيشتر مد نظر است نيز بكار گرفته ميشود،  مانند “قابليت رديابي نمونه ” يا “قابليت رديابي مدرك” يا “قابليت رديابي تجهيز” يا “قابليت رديابي مواد”

اين تعريف قابليت رديابي بسيار ايداليستي است زيرا “زنجيره پيوسته اي از مقايسات” در بسياري موارد ممكن نمي باشد و اين زنجير در بسياري مواقع بدلايل مسافت، زمان، مشكلات اداري، تجارب و كاركنان مختلف آزمايشگاهي و … مي تواند شكسته شود. در حال حاضر در جهان، تلاش فراواني در مراكز استاندارد و مجامع مربوطه براي هماهنگي روشهاي كار و تجهيزات بمنظور بهبود اين موضوع انجام ميدهند.

متأسفانه در عمل مي توان قابليت رديابي را به معناي ارتباطي تعريف نشده بين نشاندهي يك دستگاه اندازه گيري يا سنجه مادي با تعريف فيزيكي آن و يا استاندارد اندازه گيري محقق شده آن كميت در سطح منطقه اي، ملي يا بين المللي دانست. بهمين دليل غالباً پيشنهاد مي شود براي بيان قابليت رديابي از جملات زير استفاده شود:

  •  “قابل رديابي به” : به معناي معين بودن منبع و استانداردي است كه اندازه گيريها به آن مرتبط مي شودحتي اگر كي و چگونگي آن گفته نشده باشد.
  • “كاملاً قابل رديابي به “: كه تأكيد بيشتري دارد و معناي آن در عمل اينست كه اندازه گيري در محدودة عدم قطعيت داده شده اي قرار دارد و در مقايسه با منبع يا آزمايشگاه بيان شده خطاي سيستماتيك ندارد.

براي هر كميت يا يكائي و همچنين رديابي آن مي توان به ” سيستم اندازه گيري ملي (National Measurement System) ” اشاره كرد كه ساختار فني و اجرائي هرم كاليبراسيون را نشان مي دهد.بطور مثال شكل زير نمودار سلسله مراتب (هرم) كاليبراسيون در سطح ملي كشور آلمان را نشان ميدهد:

مرجع :

جزوه آموزشي “عدم قطعيت اندازه گيري در روشهاي کاليبراسيون و آزمون با رويکرد کاربردي براي آزمايشگاههاي کاليبراسيون وآزمون” -۱۳۸۶  محسن جزمي

نکته:استاندارد ملی ایران ۴۷۲۳ درسال ۱۳۹۰ بازنگری و با استاندارد بین المللی VIMمنتشره در ۲۰۰۸ میلادی منطبق گردید

پاسخ داده شده 6 روز قبل.
افزودن نظر

 

ابليت رديابي به استانداردهای ملی و بین المللی ( Traceability )

محسن جزمی-اسفند ۱۳۸۸

بين  كاربرد عملي يك وسيله اندازه گيري و تعريف فيزيكي يكاي اندازه گيري مورد استفاده در آن دستگاه، مراحل زيادي وجود دارد كه از نظر فني، جغرافيايي و زماني از هم جدا مي شوند.

ارتباط بين وسيله اندازه گيري و تعريف كميت و يكاي فيزيكي آن را بصورت يك هرم مي توان نمايش داد كه به آن هرم كاليبراسيون نيز مي گويند. در  استاندارد ملي ايران با شماره ۴۷۲۳ منتشره در سال ۱۳۷۷ با عنوان “واژه‏ها و اصطلاحات پايه و عمومي اندازه‏شناسي-چاپ اول” قابلیت رديابي بصورت زير تعريف شده است.

 “قابليت ارتباط دادن مقدار يک کميت استاندارد يا نتيجه اندازه گيري با مرجع هاي ملي يا بين المللي از طريق زنجيره پيوسته مقايسه ها که همگي عدم قطعيتي معين دارند .”

ياد آوري : زنجيره ناگسسته مقايسه هارا زنجيره رديابي مي گويند.

 تعریف فوق منطبق با استاندارد بین المللی VIM با عنوان

International Vocabulary of Basic and General Terms in Metrology

 میباشد که در ۱۹۹۳ میلادی توسط تعدادي از سازمانهاي معتبر در اندازه شناسي و استاندارد ها يعني  BIPM – IEC – IFCC – ISO – IUPAC – IUPAP – OIML منتشر گرديد.

استاندارد فوق در سال ۲۰۰۸ ميلادي بازنگري و باعنوان

International Vocabulary of Metrology-Basic and General concepts and associated terms- VIM

منتشر گردید و  در آن  “قابلیت ردیابی” بشرح زیر تعریف گردید:

قابلیت ردیابی اندازه شناختی:

ویژگی نتیجه اندازه گیری که بوسیله آن میتوان نتیجه را به یک مرجع ازطریق زنجیره ناگسسته و مستندی از کالیبراسیونها ، که هریک در عدم قطعیت اندازه گیری سهیم هستند ارتباط داد.

نکته ۱: برای این تعریف ، يك “مرجع” ميتواند تحقق عملي تعريف يك  يكاي(Unit)اندازه گيري باشد ، يا يك روش اجرائي اندازه گيري شامل يكاي اندازه گيري براي يك كميت غير ترتيبي (Non- Ordinal Quantity) يا استاندارد اندازه گيري باشد .

منظور از كميت ترتيبي ، كميتي است كه فقط ميتوان آنرا بصورت ترتيبي توصيف كرد مثل مقدار سختي راكولC ، عدد اوكتان بنزين ، شدت زلزله برحسب ريشتر . كميتهاي ترتيبي قابليت جمع شدن ، تفريق كردن يا ضرب و تقسيم بر هم را ندارند. هر كميتي هم كه ترتيبي نباشد حتما غير ترتيبي محسوب ميشود.

نكته ۲: قابليت رديابي اندازه شناختي به برقراري يك سلسله مراتب (هرم )كاليبراسيون نياز دارد.

نكته ۳ : مشخصات مرجع بايستي در برگيرنده  زمانيكه اين مرجع در برقراري  سلسله مراتب (هرم )كاليبراسيون استفاده شده است و همچنين هرگونه اطلاعات اندازه شناختي ديگري در مورد مرجع مثل تاريخ انجام اولين كاليبراسيون آن در  سلسله مراتب (هرم )كاليبراسيون باشد.

نكته ۴: براي اندازه گيريهايي كه در مدل اندازه گيري آنها بيش از يك كميت ورودي وجود دارد ، لازمست هريك از كميتهاي ورودي  قابليت رديابي اندازه شناختي داشته باشند و ممكن است سلسله مراتب (هرم) كاليبراسيون  بصورت ساختار شاخه اي يا شبكه اي باشد.دكوشش بعمل آمده در برقراري سلسله مراتب (هرم) كاليبراسيون بايستي متناسب با سهم نسبي آن در نتيجه اندازه گيري باشد.

نكته ۵ : قابليت رديابي مربوط به يك نتيجه اندازه گيري ، نميتواند اطمينان بدهد كه عدم قطعيت اندازه گيري آن (نتيجه اندازه گيري) براي يك منظور معين (كاربرد خاص) كفايت ميكند با هيچ اشتباهي رخ نداده است .

نكته ۶: يك مقايسه بين دو استاندارد اندازه گيري را ميتوان بعنوان كاليبراسيون در نظر گرفت ، بشرط اينكه مقايسه بعمل آمده براي  بررسي(Check) و در صورت نياز تصحيح مقدار كمي و عدم قطعيت اندازه گيري نسبت  داده شده به يكي از استانداردهاي مرجع استفاده شود.

نكته ۷: ILAC عناصر مورد نياز براي تأئيد قابليت رديابي را موارد زير ميداند(ILAC P-10:2002) :

  • يك زنجيره ناگسسته از رديابيهاي اندازه شناختي به يك استاندارد اندازه گيري بين المللي يا استاندارد اندازه گيري ملي
  • يك عدم قطعيت اندازه گيري مستند شده
  • يك روش اندازه گيري مستند شده
  • صلاحيت فني تأئيد شده مستند شده
  • قابليت رديابي به سيستم SI مستند شده و
  • فواصل كاليبراسيون مستند شده

نكته ۸ : واژه خلاصه شده “رديابي” همچنانكه  به معني “قابليت رديابي اندازه شناختي” بكار ميرود براي بيان  مفاهيم ديگري كه سوابق ردگيري(Trace) بيشتر مد نظر است نيز بكار گرفته ميشود،  مانند “قابليت رديابي نمونه ” يا “قابليت رديابي مدرك” يا “قابليت رديابي تجهيز” يا “قابليت رديابي مواد”

اين تعريف قابليت رديابي بسيار ايداليستي است زيرا “زنجيره پيوسته اي از مقايسات” در بسياري موارد ممكن نمي باشد و اين زنجير در بسياري مواقع بدلايل مسافت، زمان، مشكلات اداري، تجارب و كاركنان مختلف آزمايشگاهي و … مي تواند شكسته شود. در حال حاضر در جهان، تلاش فراواني در مراكز استاندارد و مجامع مربوطه براي هماهنگي روشهاي كار و تجهيزات بمنظور بهبود اين موضوع انجام ميدهند.

متأسفانه در عمل مي توان قابليت رديابي را به معناي ارتباطي تعريف نشده بين نشاندهي يك دستگاه اندازه گيري يا سنجه مادي با تعريف فيزيكي آن و يا استاندارد اندازه گيري محقق شده آن كميت در سطح منطقه اي، ملي يا بين المللي دانست. بهمين دليل غالباً پيشنهاد مي شود براي بيان قابليت رديابي از جملات زير استفاده شود:

  •  “قابل رديابي به” : به معناي معين بودن منبع و استانداردي است كه اندازه گيريها به آن مرتبط مي شودحتي اگر كي و چگونگي آن گفته نشده باشد.
  • “كاملاً قابل رديابي به “: كه تأكيد بيشتري دارد و معناي آن در عمل اينست كه اندازه گيري در محدودة عدم قطعيت داده شده اي قرار دارد و در مقايسه با منبع يا آزمايشگاه بيان شده خطاي سيستماتيك ندارد.

براي هر كميت يا يكائي و همچنين رديابي آن مي توان به ” سيستم اندازه گيري ملي (National Measurement System) ” اشاره كرد كه ساختار فني و اجرائي هرم كاليبراسيون را نشان مي دهد.بطور مثال شكل زير نمودار سلسله مراتب (هرم) كاليبراسيون در سطح ملي كشور آلمان را نشان ميدهد:

پاسخ داده شده 3 روز قبل.
افزودن نظر

هرم قابلیت ردیابی کالیبراسیون – ورود SI به صنعتحال که استانداردهای مرجع SI را داریم، چگونه می توانیم آنها را به طور کارآمد و اقتصادی با جهان به اشتراک بگذاریم؟

به SI در بالای هرم کالیبراسیون فکر کنید که در آن BIPM به شما کمک می کند تا SI را برای استفاده در کشفیات علمی و نوآوری و همچنین تولید صنعتی و تجارت بین المللی، SI را به تمام سطوح استفاده در داخل کشور منتقل کنید.

کمی پایین تر از سطح SI ،BIPM مستقیماً با مؤسسات ملی اندازه گیری (NMI) کشورهای عضو یا کشورهای عضو برای تسهیل در ارتقاء SI در آن کشورها همکاری می کند.

NMI ایالات متحده موسسه ملی استاندارد و فناوری (NIST)، یک آژانس فدرال غیر تنظیم شده وزارت بازرگانی ایالات متحده است. Fluke Calibration با NMI در سراسر جهان کار می کند. در صفحه NMI BIPM می توانید لیستی از NMI ها و سایر سازمان های اندازه گیری را براساس کشور مشاهده کنید.

از آنجا که این امکان پذیر نیست، کارآمد و یا حتی ممکن باشد که همه افراد در یک کشور مستقیماً با NMI خود کار کنند، از استانداردهای calibration در سطح NMI برای کالیبراسیون استانداردهای کالیبراسیون اولیه استفاده می شود. از استانداردهای اولیه برای کالیبراسیون استانداردهای ثانویه استفاده می شود. استانداردهای ثانویه برای کالیبراسیون استانداردهای کاری استفاده می شود. و از استانداردهای کاری برای calibration ابزارهای پردازش استفاده می شود. در این روش، مراجعه به استانداردهای SI می تواند به صورت کارآمد و مقرون به صرفه از هرم کالیبراسیون از طریق NMI ، در صورت لزوم به صنعت منتقل شود.

پاسخ داده شده 3 روز قبل.
افزودن نظر

ارتباط بين وسيله اندازه گيري و تعريف كميت و يكاي فيزيكي آن را بصورت يك هرم مي توان نمايش داد كه به آن هرم كاليبراسيون نيز مي گويند. در  استاندارد ملي ايران با شماره ۴۷۲۳ منتشره در سال ۱۳۷۷ با عنوان “واژه‏ها و اصطلاحات پايه و عمومي اندازه‏شناسي-چاپ اول” قابلیت رديابي بصورت زير تعريف شده است.

 “قابليت ارتباط دادن مقدار يک کميت استاندارد يا نتيجه اندازه گيري با مرجع هاي ملي يا بين المللي از طريق زنجيره پيوسته مقايسه ها که همگي عدم قطعيتي معين دارند .”

ياد آوري : زنجيره ناگسسته مقايسه هارا زنجيره رديابي مي گويند.

 تعریف فوق منطبق با استاندارد بین المللی VIM با عنوان

International Vocabulary of Basic and General Terms in Metrology

 میباشد که در ۱۹۹۳ میلادی توسط تعدادي از سازمانهاي معتبر در اندازه شناسي و استاندارد ها يعني  BIPM – IEC – IFCC – ISO – IUPAC – IUPAP – OIML منتشر گرديد.

استاندارد فوق در سال ۲۰۰۸ ميلادي بازنگري و باعنوان

International Vocabulary of Metrology-Basic and General concepts and associated terms- VIM

منتشر گردید و  در آن  “قابلیت ردیابی” بشرح زیر تعریف گردید:

قابلیت ردیابی اندازه شناختی:

ویژگی نتیجه اندازه گیری که بوسیله آن میتوان نتیجه را به یک مرجع ازطریق زنجیره ناگسسته و مستندی از کالیبراسیونها ، که هریک در عدم قطعیت اندازه گیری سهیم هستند ارتباط داد.

نکته ۱: برای این تعریف ، يك “مرجع” ميتواند تحقق عملي تعريف يك  يكاي(Unit)اندازه گيري باشد ، يا يك روش اجرائي اندازه گيري شامل يكاي اندازه گيري براي يك كميت غير ترتيبي (Non- Ordinal Quantity) يا استاندارد اندازه گيري باشد .

منظور از كميت ترتيبي ، كميتي است كه فقط ميتوان آنرا بصورت ترتيبي توصيف كرد مثل مقدار سختي راكولC ، عدد اوكتان بنزين ، شدت زلزله برحسب ريشتر . كميتهاي ترتيبي قابليت جمع شدن ، تفريق كردن يا ضرب و تقسيم بر هم را ندارند. هر كميتي هم كه ترتيبي نباشد حتما غير ترتيبي محسوب ميشود.

نكته ۲: قابليت رديابي اندازه شناختي به برقراري يك سلسله مراتب (هرم )كاليبراسيون نياز دارد.

نكته ۳ : مشخصات مرجع بايستي در برگيرنده  زمانيكه اين مرجع در برقراري  سلسله مراتب (هرم )كاليبراسيون استفاده شده است و همچنين هرگونه اطلاعات اندازه شناختي ديگري در مورد مرجع مثل تاريخ انجام اولين كاليبراسيون آن در  سلسله مراتب (هرم )كاليبراسيون باشد.

نكته ۴: براي اندازه گيريهايي كه در مدل اندازه گيري آنها بيش از يك كميت ورودي وجود دارد ، لازمست هريك از كميتهاي ورودي  قابليت رديابي اندازه شناختي داشته باشند و ممكن است سلسله مراتب (هرم) كاليبراسيون  بصورت ساختار شاخه اي يا شبكه اي باشد.دكوشش بعمل آمده در برقراري سلسله مراتب (هرم) كاليبراسيون بايستي متناسب با سهم نسبي آن در نتيجه اندازه گيري باشد.

نكته ۵ : قابليت رديابي مربوط به يك نتيجه اندازه گيري ، نميتواند اطمينان بدهد كه عدم قطعيت اندازه گيري آن (نتيجه اندازه گيري) براي يك منظور معين (كاربرد خاص) كفايت ميكند با هيچ اشتباهي رخ نداده است .

نكته ۶: يك مقايسه بين دو استاندارد اندازه گيري را ميتوان بعنوان كاليبراسيون در نظر گرفت ، بشرط اينكه مقايسه بعمل آمده براي  بررسي(Check) و در صورت نياز تصحيح مقدار كمي و عدم قطعيت اندازه گيري نسبت  داده شده به يكي از استانداردهاي مرجع استفاده شود.

نكته ۷: ILAC عناصر مورد نياز براي تأئيد قابليت رديابي را موارد زير ميداند(ILAC P-10:2002) :

  • يك زنجيره ناگسسته از رديابيهاي اندازه شناختي به يك استاندارد اندازه گيري بين المللي يا استاندارد اندازه گيري ملي
  • يك عدم قطعيت اندازه گيري مستند شده
  • يك روش اندازه گيري مستند شده
  • صلاحيت فني تأئيد شده مستند شده
  • قابليت رديابي به سيستم SI مستند شده و
  • فواصل كاليبراسيون مستند شده

نكته ۸ : واژه خلاصه شده “رديابي” همچنانكه  به معني “قابليت رديابي اندازه شناختي” بكار ميرود براي بيان  مفاهيم ديگري كه سوابق ردگيري(Trace) بيشتر مد نظر است نيز بكار گرفته ميشود،  مانند “قابليت رديابي نمونه ” يا “قابليت رديابي مدرك” يا “قابليت رديابي تجهيز” يا “قابليت رديابي مواد”

اين تعريف قابليت رديابي بسيار ايداليستي است زيرا “زنجيره پيوسته اي از مقايسات” در بسياري موارد ممكن نمي باشد و اين زنجير در بسياري مواقع بدلايل مسافت، زمان، مشكلات اداري، تجارب و كاركنان مختلف آزمايشگاهي و … مي تواند شكسته شود. در حال حاضر در جهان، تلاش فراواني در مراكز استاندارد و مجامع مربوطه براي هماهنگي روشهاي كار و تجهيزات بمنظور بهبود اين موضوع انجام ميدهند.

متأسفانه در عمل مي توان قابليت رديابي را به معناي ارتباطي تعريف نشده بين نشاندهي يك دستگاه اندازه گيري يا سنجه مادي با تعريف فيزيكي آن و يا استاندارد اندازه گيري محقق شده آن كميت در سطح منطقه اي، ملي يا بين المللي دانست. بهمين دليل غالباً پيشنهاد مي شود براي بيان قابليت رديابي از جملات زير استفاده شود:

  •  “قابل رديابي به” : به معناي معين بودن منبع و استانداردي است كه اندازه گيريها به آن مرتبط مي شودحتي اگر كي و چگونگي آن گفته نشده باشد.
  • “كاملاً قابل رديابي به “: كه تأكيد بيشتري دارد و معناي آن در عمل اينست كه اندازه گيري در محدودة عدم قطعيت داده شده اي قرار دارد و در مقايسه با منبع يا آزمايشگاه بيان شده خطاي سيستماتيك ندارد.

براي هر كميت يا يكائي و همچنين رديابي آن مي توان به ” سيستم اندازه گيري ملي (National Measurement System) ” اشاره كرد كه ساختار فني و اجرائي هرم كاليبراسيون را نشان مي دهد.بطور مثال شكل زير نمودار سلسله مراتب (هرم) كاليبراسيون در سطح ملي كشور آلمان را نشان ميدهد:

پاسخ داده شده 3 روز قبل.
افزودن نظر

پاسخ شما

برای ارسال سوال, شما باید شرایط و ظوابط و شرایط استفاده از خدمات را قبول کنید